بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
از «عشق» سخن گفتن./ نویسنده: بت عیار - جمعه ۸ تیر ۱۳۸٦

سلام (۱۰۹)

./ 

باور کن صدامو باور کن صدایی که تلخ و خستس

باور کن قلبمو باور کن قلبی که کوهه اما شکستس

باور کن دستامو باور کن که ساقه نوازشه

باور کن چشم منو باور کن که یک قصیده خواهشه

وسوسه «عاشق شدن» التهاب لحظه هامه

حسرت فریاد کردنه اسم «کسی» با صدامه

اسم «تو» هر اسمی که هس مثل «غزل» چه «عاشقانه»س

پر وسوسه مثل سفر مثل غربت «صادقانه» س

باور کن اسممو باور کن من فصل بارونه برگم

مطرود باغ و گل و شبنم

درختم درخت خشکی تو دست تگرگم

باور کن همیشه باور کن که من به «عشق» صادقم

باور کن حرف منو باور کن که من همیشه «عاشق» ام!

./

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب