بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
  نویسنده: بت عیار - سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۳

سلام.

هيس اينجا زندگی خوابيده است!

چون شبگردی پير که داستان آرزوهای دور و دراز را از زبان صنوبری شنيده است و آن وقت خوابش برده است. آی غريبستانها چقدر برای من آشناييد! امروز هم می خواهم سفری کنم تا ورای افق هميشه خاموشتان.

هيس اينجا زندگی خوابيده است!

آخر وقتی که سکوت صدای مرا به من می رساند، ديگر فرصتی نيست برای دمی تامل کردن و سراغ راز زندگی را گرفتن. ديگر چه بايد گفت؟

هيس اينجا زندگی خوابيده است!

انگار دارد کسی از دور دست تکان می دهد. چقدر شبيه من است! شايد او جزيی از رويای زندگی باشد!

هيس اينجا زندگی خوابيده است!

چقدر در افسون روياها غرق شده ايم. آنقدر که رويای زندگی را فراموش کرده ايم. آنقدر فراموش کرديم که زندگی به خوابی عميق فرو رفت!

هيس اينجا زندگی خوابيده است!

در درون من انگار کسی دنبال چيزی می گردد و من همچنان می روم.... می روم!‌ چون شبگردی پير که داستان آرزوهای دور و دراز خويش را برای زندگی تعريف کرده است و آن وقت زندگی خوابش برده است!

هيس اينجا زندگی خوابيده است!

 

 يا حق!

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب