بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
  نویسنده: بت عیار - شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۳

سلام.

... شايد وقتی که در آغوشم بفشارمش، به او بگويم که چقدر دوستش دارم!

شايد وقتی که او را داشته باشم، ديگر جز او هيچ چيز نخواهم!

تمام احساس های داشته و نداشته و فراموش شده و گمشده و مرده ام را به پايش خواهم ريخت، بيشتر از همه زنانی که از ابتدای خلقت بوده اند و تا آخر خواهند آمد!

شايد.... نه نه!‌ باور نمی کنم! از همين حالا هم می خواهم برايش بميرم! «شيرين بانو» را می گويم،‌ دخترک بی گناهم.

هرگز به اين دنيا نمی آرمش! نمی خواهم گناهکارش باشم! بگذار بی گناه باشد تا ابد...

آخ «شيرين بانو»يم! شايد وقتی ديگر.........

 

 

يا حق

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب