بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
  نویسنده: بت عیار - شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۳

سلام.

در من غم بيهودگی ها می زند موج...

و موريانه های کاهلای چه کند می جوند،

عصای چوبه ای که متکی بدان شده،

تن تکيده ای که سالهای سال تکنده هول

در دل تمام زنده ها که سالهاست مرده اند!

چه کند می وزی تو ای نسيم بی تلاش.

بوز و اين تن اسير و اين عصای موريانه خورده را فرو بپاش،

مگر که سيل مرده ها و خواب برده ها ز ترس و لرزه بی سبب رها شدند؟

نه بت پرست، نه بت شکن،

بلکه خودشکن شدند، به سوی «عشق»

رها ز ما و من شوند.....

حميد مصدق

 

يا حق.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب