بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
  نویسنده: بت عیار - دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۳

سلام.

به بهانه سالگرد شهادت مظلومانه «دکتر محمد حسين بهشتي» ...

 

«عاشق» شويد، با عقل نمی شود زندگی کرد. بلکه تنها با «عشق» می شود زندگی کرد.

 

( چقدر زيبا و سنگين. کاش مثل قديم به اين جمله ايمان داشتم)

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

«زن»

در روياهايم هر شب «زني» را می بينم که طوفان دارد او را با خود می برد. او جيغ می زند، گريه می کند. با دستان خونی اش محکم سيمهای خاردار را گرفته، طوفان هر چيزی را که می بيند به صورت «زن» می کوبد محکم. او جيغ می زند، گريه می کند. ناگهان موهايش در امتداد باد، با جرقه رعد و برق هولناکی آتش می گيرند. او جيغ می زند، گريه می کند. بعد انگار موجی نامرئی همراه طوفان می آيد و «زن» را که در حال جيغ زدن و گريستن است ناگهان بدون آتش گرفتن، خاکستر می کند و به هوا می برد..... و بعد در يک لحظه استخوانهايش که همچنان به سيمهای خاردار چسبيده اند، هر کدام به گوشه ای پرت شده و بعد ذوب می شوند.... بعد با صدای جيغ او از خواب می پرم. می بينم دستهايم را به ميله های آهنی بالای تخت محکم کرده ام. ناخن هايم گوشت دستانم را پاره کرده و در حالی که خونش بر روی صورتم می چکد، با اشکهايم قاتی می شود...... جيغ می زنم و بعد از خواب می پرم. می بينم دستهايم را به ميله های آهنی بالای تخت محکم کرده ام. ناخن هايم گوشت دستانم را پاره کرده و در حالی که خونش بر روی صورتم می چکد، با اشکهايم قاتی می شود...... جيغ می زنم و بعد از خواب می پرم. می بينم دستهايم را به ميله های آهنی بالای تخت محکم کرده ام. ناخن هايم گوشت دستانم را پاره کرده و در حالی که خونش بر روی صورتم می چکد، با اشکهايم قاتی می شود...... جيغ می زنم و بعد از خواب می پرم. می بينم دستهايم را به ميله های آهنی بالای تخت محکم کرده ام. ناخن هايم گوشت دستانم را پاره کرده و در حالی که خونش بر روی صورتم می چکد، با اشکهايم قاتی می شود...... جيغ می زنم و بعد از خواب می پرم. می بينم......

 

 

 

يا حق!

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب