بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
  نویسنده: بت عیار - چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۳

سلام. اين نوشته تقديم ميشود به دخترم که سالها بعد به دنيا خواهد آمد!

مرا به رويای دخترانه ات راه بده شيرين بانو، مرا به انتهای نگاه معصومانه ات مهمان کن شيرين بانو، مرا به وسعت بيکران دوست داشتن های خالصت دعوت کن شيرين بانو.

مرا که فريب خورده زنگار اشتران باديه نشينم،‌ مرا که در تپش تپش های حرم آتش شهوت آلونک برگزيدم، مرا که تن عريانم را شاخسار برگهای درخت برهنگی پوشانيده است، مرا که سپيدی تنم را سياهی تن حيوانات وحشی سياه کرده است!

مرا با ژرفای مهربانی دستانت در آغوش گير شيرين بانو، مرا به تعداد قطره قطره هايی که از مژکانم چکيده است ببوس شيرين بانو، مرا به لطافت باکره گی ات ناز کن شيرين بانو!

آوخ....شيرين بانو. به حرفهای سردم گوش نکن. دلت نسوزد! اين آرزوهارا هم مثل خيالات ديگرم به گور خواهم برد. همه آرزوهای گفته و نگفته ام را خفه خواهم کرد. دير زمانيست شايد که خودم هم گول همين حرفهايم را می خورم!

شيرين بانو در سرسرای پاکيت بمان بانو. درب خانه ات را محکم ببند بانو. صدای توفان پاييز نا اميدت نکند، نکند بترسی از سايه های ترديد که شباهنگام به کشتن چراغت می آيد. نه در خانه ات بمان. حتی نسيم را هم راه نده! ميترسم عطر دخترانه ات را با مشام صفاکان دريده قسمت کند! ميترسم يگانه گيت را به يغما برند بانو. باد نامروت است! ميترسم شيرين بانو برايت ميترسم. اصلا مينشينم کنار درب خانه ات! قلم ميکنم پای هر که از آن حوالی عبور کند! حتی نسيم را هم. بگذار تنها نور خورشيد و عطر باران هم خانه ات باشند. شيرين بانو. مرا به نگهبانی خانه ات مهمان کن. تنها همين کافيست شيرين بانو. حتی ديگر صدايت هم نميزنم. فقط بگذار نگهبان خانه ات باشم. حتی ديگر نميخوانمت شيرين بانو.

قسم ميخورم شيرين بانو! ..............

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب