بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
  نویسنده: بت عیار - جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۳

(۵۱) سلام.

شنيدم مردی از اين جاده های سرد می آيد

و من شکی ندارم بی برو برگرد می آيد

و پای صحبت ما می نشيند مثل آيينه

دلش حتی برای حرفهامان درد می آيد

پر از آوازهای «عاشقانه»‌ می شود يک روز

همينجا که فقط بوی سکوتی سرد می آيد

و با آنی که نامرد از در و ديوار می بارد

به آب و آينه سوگند مثل مرد می آيد

رفيق روزهای بی سر و سامانی مردم

که شعر خسته ام را آسمانی کرد می آيد

شما نشنيده می گيريد اما راست می گويم

شبی يک مرد از اين جاده های سرد می آيد

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

صدای آه از زمين به گوش ماه می رسد

نوشته روی جاده ها کسی ز راه می رسد

 

 

يا حق.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب