بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
  نویسنده: بت عیار - جمعه ۱۱ آذر ۱۳۸٤

**SACRIFICE**

بوی فاحشه خانه های کوچک را می دهد اتاقم و بوی فاحشه ای بزرگ را می دهد دهانم! می نويسم عليه خودم. بخوانيد فاحشه ای عليه خودش نوشت و بعد خنديد. اين دست خط آخرين نيست: وصيت نامه! اين نوشته ی موزون هم نيست: شعر! اين ها که می نويسم کس شعر محض نيست. حقيقت مطلق است. به هر که هم بر می خورد بخورد به جهنم! حقيقتی که هيچ آدمی، مجبورم به همه شما کثافتها بگويم آدم! در ضميرش هم نمی گنجد. آه شاعرانه شد! نه؟! پريروز بدتر از ديروز و امروز بدتر از ديروز و فردا هم بدتر از امروز!!! می خواهم با جسارت کامل در سلامت کامل عقل! خودم را بکشم و بعد از آنکه مردم، فاحشه ای از گوشت و خونم متولد شود تا با وقاحت چشمهايش همه مردان و زنان را به همخوابگی دعوت کند و بعد در لحظه ارگاسم دود بشود و برود هوا! آن وقت خدا همانجا که نشسته يا وايساده چه می دانم! مات و مبهوت می ماند و من بلند بلند به او و همه اين دنيای دروغی می خندم تا بدانم که حماقتم به نهايت خود رسيده است. بعد آنقدر گريه می کنم تا سيال شوم سيال...سيال... آنقدر تا قربانی همه اشکهای ريخته و نريخته بشوم و بعد همه بگويند او سه بار قربانی شد. قربانی!

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب