بت عیار
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      هذيان گاه و بيگاه «بت عيار»... (مجموعه ای از اندیشه غیر ماورایی عیـار بی عیار!)
  نویسنده: بت عیار - پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٥

سلام (۷۸)

 

(به بهانه سالگرد شهادت دکتر علی شريعتی:

به راستی زندگی چيست؟

 نان، آزادی، ايمان، فرهنگ و «دوست داشتن»./

به بهانه سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران:

 قربانی «عشق»:

 سوختن، خاکستر شدن و فنا شدن./)

 

رخوت انگيز (۲۷*۹*۷۹)

در بلوغ گريه ها،

چشمهاي من،

در غبار تازه اي ز ابرهاي خيس معرفت، طلوع مي كنند.


در بلوغ سايه ها،

جثه پر از سخاوت هر درخت،

 در حضور نازكي ز سبزه هاي معرفت، غروب مي كند!

بگو در كدام لحظه بي كسي، دستهاي سبز من زرد شد؟!


روز پيش بر سر دو راهي سكوت آور نياز،

 قلب من از نمانم تپش فرو فتاد،


.... و كنون،

دسته دسته موريانه ها،

به جسم خسته و بدون جان من حمله ور شدند،


.... و روز بعد غير قطره اي ز اشك،

 از تنم، هيچ ذره اي نبود!


بگو در كدام لحظه نياز،

 دانه هاي ريز ريز برف،

 روي تك نهال خزان زده،

 فرود آمدند؟


آه اي شما كه كوزه هايتان پر از سكوت،

آه اي شما كه جامهايتان بدون قطره حضور،

بنگريد،

 اينك اين منم كه با شما قنوت مي شوم!

 

يا حق.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر جمعه ۱٧ آذر ۱۳٩٦ این روزهای من ... عاشق ِ معشوق ِ دیگری ... از این به بعد می نویسم ... 8‌ آبان بیاد قیصر برگی از گذشته عجب صبری خدا دارد... قصه دختری با موهای ... چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ نگفتمت ...
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب