سلام (۸۱)

... بازی می کردیم، قایم موشک!

خواستی چشم بگذارم،

اما ...

... 

و  به خاطر «تو» گفتم چشم!

و

چشم گذاشتم؛

تا ۱۰ شمردم،

تا ۱۰۰،

تا ۱۰۰۰،

هرگز نگفتی بیا!

من می شمرم روزها،

و خواهم شمرد،

سالها ...

یا حق./

پی نوشت:

* قایم موشک کار بچه های بده!

** به مامانم می گمت!

*** المفلس، فی امان الله!

لینک این نوشته