غوغا ("شیرین بانو"ی 31)

دیوانه بودم نه؟! خیال می کردم بابای «تو» باید کنار من راه برود، کنار من بنشیند، با من غذا بخورد، حرف بزند، بیاید، برود، بخندد، داد بزند، وقتی می رنجم بغلم کند، اشکهام را پاک کند ... نه نه قرار نبوده و نیست «بابا»ی تو این دنیایی باشد، مرا که چه ساده فریب حرفهای قشنگ گاه و بیگاه را می خورم. چه ساده ام همچنان و چه ...

سیگارهای پشت سر هم را دود می کنم، آخ «شیرین بانوی اناری» من، می دانی چند وقت است با «تو» حرف نزده ام؟ می دانی چقدر تشنه «مژگان سیاهت» هستم؟ می دانی چقدر منتظر دیدن صورت نازت هستم؟ هیچ می دانی از شدت دلتنگی «تو» برایت مضطرب شده ام!‌درست مثل دختربچه هایی که عاشق قاصدک های نازنازی می شوند، «نازنازی مادر» فدای «لبهای نازت» بشوم تنها کس مادر!

در دلم غوغایی است عزیز مادر، در این دل بیدل! در این جای خالی ای که قدیم ها اسمش دل بود و حالا دیگر هیچی نیست و من از روی عادت می گویمش: «دل» غوغایی است! فریادهای بی مهابای سکوت و گسی تنهایی های دلسردی که همیشه همراه و تنها یار این مادر خاموش اند،‌ تنها یار این «مهتاب خاموش»! اند! غوغایی به پا کرده دیدنی! از همانهایی که نامردان روزگار آرزویش را دارند که بنشینند و نگاهم کنند و به این حال نذار بخندند و با نگاهشان، روحم را تکه تکه کنند! عزیز دل مادر! نمی خواهم بعد این همه وقت حرفهای تلخ بزنم. اصلا دوست ندارم که برنجانمت. اصلا ولش کن بی خیال من و این حال و روزگار تلخی که هرگز از روی پیشانی ام پاک نخواهد شد. اصلا بگذار تمام درد دل هام را در همین جای خالی (!) خفه کنم و فقط به «چشمهات» نگاه کنم و اشک بریزم «گل ناز مادر»،‌ بگذار اشک بریزم. همین ...


/ 4 نظر / 24 بازدید
دل شدگـــــــــــــان

آخــــــــــــــــــــــــــــــــــی ... !!! دلمان سوخت ... آتش دل بی دلمان ، نه ! دل دل شده مان گر گرفت ! مرده شور ببره این دنیا رو که همه توش یه جورائی تر زدیم !

حاشیه

سلام.من منتظرت هستم. من و تو چه زمين را دوست بداريم چه نه اندكي از مسير خود منحرف نمي شود گلوله اي كه مي رود يا قلب آهويي را بدرد يا سينه ي مرداني كه جهان را بي آهو دوست ندارند

صدیقه جعفری کارد گر

دوست عزیز سلام سپاس از حضورتان .. قلم زیبایی دارید .... هر چند تلخ می نویسید با آرزوی سالی خوش و سرشار از موفقیت

آبجــــــی پاییز ِ سابق

سال خوبی رو آغاز کنی کنار بابای شیرین بانو.. امان از این دل وقتی که دل خور شود... به همه میگویم به تو هم ای عیار میگذرد همه ی این روزها..