(۵۱) سلام.

شنيدم مردی از اين جاده های سرد می آيد

و من شکی ندارم بی برو برگرد می آيد

و پای صحبت ما می نشيند مثل آيينه

دلش حتی برای حرفهامان درد می آيد

پر از آوازهای «عاشقانه»‌ می شود يک روز

همينجا که فقط بوی سکوتی سرد می آيد

و با آنی که نامرد از در و ديوار می بارد

به آب و آينه سوگند مثل مرد می آيد

رفيق روزهای بی سر و سامانی مردم

که شعر خسته ام را آسمانی کرد می آيد

شما نشنيده می گيريد اما راست می گويم

شبی يک مرد از اين جاده های سرد می آيد

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

صدای آه از زمين به گوش ماه می رسد

نوشته روی جاده ها کسی ز راه می رسد

 

 

يا حق.

 

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد اميرخاني

سلام عزيز مهربانتر .... آپ کردم ... خوشحال ميشم به کلبه ی مترسک سری بزنی .... پاينده باشی .

azar kiani

سلام. اميدوارم... موفق باشيد

راحله

سلام ... کسی ز راه می رسد ... و ما همچنان منتظر و چشم به راه ... به اميد ظهورشون ... در پناه حق

سید مجید

و هو القديم. سلام دوست من. اپدیت کردم. خوشحال می شم بيايی. يه مسابقه هم گذاشتم که اگه دوست داشتيد شرکت کنيد. می تونی به بقيه دوستان هم بگيد. التماس دعا. موفق باشی.

aida

salam avalinbarie ke be inja sarmizanam khili webloge ghashangi dari be manam sarbezan agaram hazeri tabadole link konim khoshhal misham bye dear

رهـا

سلام نازنين .. دلتنگ از دوری های اجباري، خوشحالم كه باز اومدم . نوشته هاي قبليت رو خوندم .. منم دلم براي شيرين بانوت تنگ شده و شيرين بانوئي كه هيچوقت نداشتم و عزيزي كه نمي دونم شايد جاي شيرين بانوي منو با مهرش ،‌با همه شاديها و غمش پر كرده بود .. دلتنگ همه رفتن ها ، نيومدن ها و نبودن ها .. خوشحالم كه باز با شمام .. بهترينها سهمت از زندگي ..هميشه يار يارت

صبا

هنوز باد مي آيد ...هنوز باران مي آيد و به گمانم كسي از راه گل سرخ خواهد رسيد....