سلام (۹۷)

...

دشت پر از گلایل غم زده ...

...

./

/ 29 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

بر پيکر کدام مرده نماز کنم ؟ کدامین فتوی بانگ زده که بر جنازه ام نماز کنید ؟ آآآآآآآآآآآآآآآآآه .. که آه سرد من گیرد دامن تو را

§ جيليز §

غمِتِ نبینُم غناری !!! در پی جواب آقای رهگذر ... ایشان یعنی حضرت آیت الله عیار بت ! چندیس که به مقام مرجعیت یافته اند !!! ......... ما نیز بی معرفتیم

ماری

سلام عیدت مبارک توی این عید به این زیبایی الهی دلت شاد بشه و غم نبینی

رهگذر

مرد تنهای شب ۶۶۶

هیچکس حواسش به من نبود انگار. اصلا بهتر. همینکه ندانند کجا رفتم خوبیش این است که دیگر به سرشان نمی زند آدم را برگردانند. آدم هم که انگار کنید من باشم، همان بهتر که برود خودش را حبس کند توی چاه تا شاید کمی فکرش به کار بیفتد و همه چیز را به هم نبافد؛ از ترس آنکه مبادا خنزرپنزر مادی و معنوی زندگیش را از دست بدهد. می روم ته چاه می نشینم خوب که چشمهایم باز شد خوب که ظلمات را دیدم؛ خوب که هیچ چیز نشنیدم؛ خوب که آدم شدم شاید روزی برگشتم. کسی چه می داند. ...

شبگرد

نيستی...کم رنگی.....چرا..دلتنگتم..