آلوده به شهر

سبو بشکسته و پیمانه ریخته

آلوده شده ام به تکرار

به صبح را به شب رساندن های عادت وار و

شب را به صبح رساندن های خواب آلود !

وارونه حرف نمی زنم

وقتی می بینم سالگرد نمی دانم چندم این وبلاگ غبار گرفته

گذشته و من ...

فراموشش کرده ام!

روزی در روستایی قدم می زدم، آن همه اکسیژن معطری که از در و دیوار بر من خالصانه هدیه می شد، یادم انداخت که بدجوری به شهر آلوده ایم... آلوده ... گوشها کر، چشمها کور، دستها کوتاه و اصلا خرمای نخیل را نمیبینیم که ... خدایا بر ما ببخشای این همه جهل و حماقت را ...

/ 1 نظر / 17 بازدید
محمد

اگر تمام شب برای از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد . آگهی رایگان http://www.9rang.com