سلام. اين نوشته تقديم ميشود به دخترم که سالها بعد به دنيا خواهد آمد!

مرا به رويای دخترانه ات راه بده شيرين بانو، مرا به انتهای نگاه معصومانه ات مهمان کن شيرين بانو، مرا به وسعت بيکران دوست داشتن های خالصت دعوت کن شيرين بانو.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

مرا که فريب خورده زنگار اشتران باديه نشينم،‌ مرا که در تپش تپش های حرم آتش شهوت آلونک برگزيدم، مرا که تن عريانم را شاخسار برگهای درخت برهنگی پوشانيده است، مرا که سپيدی تنم را سياهی تن حيوانات وحشی سياه کرده است!

مرا با ژرفای مهربانی دستانت در آغوش گير شيرين بانو، مرا به تعداد قطره قطره هايی که از مژکانم چکيده است ببوس شيرين بانو، مرا به لطافت باکره گی ات ناز کن شيرين بانو!

آوخ....شيرين بانو. به حرفهای سردم گوش نکن. دلت نسوزد! اين آرزوهارا هم مثل خيالات ديگرم به گور خواهم برد. همه آرزوهای گفته و نگفته ام را خفه خواهم کرد. دير زمانيست شايد که خودم هم گول همين حرفهايم را می خورم!

شيرين بانو در سرسرای پاکيت بمان بانو. درب خانه ات را محکم ببند بانو. صدای توفان پاييز نا اميدت نکند، نکند بترسی از سايه های ترديد که شباهنگام به کشتن چراغت می آيد. نه در خانه ات بمان. حتی نسيم را هم راه نده! ميترسم عطر دخترانه ات را با مشام صفاکان دريده قسمت کند! ميترسم يگانه گيت را به يغما برند بانو. باد نامروت است! ميترسم شيرين بانو برايت ميترسم. اصلا مينشينم کنار درب خانه ات! قلم ميکنم پای هر که از آن حوالی عبور کند! حتی نسيم را هم. بگذار تنها نور خورشيد و عطر باران هم خانه ات باشند. شيرين بانو. مرا به نگهبانی خانه ات مهمان کن. تنها همين کافيست شيرين بانو. حتی ديگر صدايت هم نميزنم. فقط بگذار نگهبان خانه ات باشم. حتی ديگر نميخوانمت شيرين بانو.

قسم ميخورم شيرين بانو! ..............

 

 

 

/ 9 نظر / 3 بازدید
شراره

سلام خانمی ..از من به خانمی کوچولو سلا م :)....با پست سفارشی که تا چند سال آتی برسه :)...خب ای کاش آدرس بلاگ قبلی رو هم ميدادی :) ....موفق باشی با بلاگ نو :)

شراره

اون سه ۴ تای آخريش هم رو هم نميشه سوا کرد ؛)

شبستانی ....

و چه ساده خواندی بانوی کوچکت را .... شيرين بانو را.... به او صبر را بياموز ....بسيار ..بسيار....

شبستانی ....

اگر آمد بدو بياموز آيين مهرورزی و نيک بينی را .....

رهگذر تنها

دوست عزيزم سلام از اينکه به کلبه حقيرم امدی بسيار خوشحالم باز هم خوشحالم کن

ابی

خيلی جالب بود. خيره ايشالا ! فقط من موندم اين ملتی که کامنت ميذارن چرا اينقدر بي ربط مينويسن ! با همه اين حرفا وبلاگت خوبه.اهل تبادل لينک هستی؟ هم با لوگو هم با عنوان. اگه از وبلاگ من خوشت اومد به آي‌دی من خبرش رو بده. بای بای

آلونک نشین

سلام!اولن اينکه من از پايه گذارانه صنعته فعلنم!!! بعدشم آلونک شنيدم گفتم بيام ببينم چه خبره ! سيميکالن پرانتز بسته!.......... نميدونم ! دارم از متنتون فرار ميکنم با اينجوری نظر دادن! نکنه همينطوری باشه ! نکنه همينطوری بشه؟ //// .......دير زمانيست شايد که خودم هم گول همين حرفهايم را می خورم! نميدونم!همين و فعلن خدافز

ye hamdam

به سخاوت مريم و به تنهايی ياسهای پر پر سوگند ؛ انديشه هايت را ايمان دارم