بدون شرح (1)

_____

فاحشه خانه های بی فریاد

                       یادم می آید دخترک .... نه آن زن تنها... نه آن فاحشه شبهای پاییز ...

پاییز را می پرستید

                      همان دخترک ... نه زن ... نه فاحشه ای که زن های همسایه به چشم "کثافت" نگاش می کردن!

سیگار را گوشه لبش می گذارد ... مرد با زیر نگاهی وراندازش می کند ...

                 - یا گمشو یا زنگ می زنم ١١٠ !

دخترک ...نه زن ...نه فاحشه،

                     به دورو برش نگاه نمی کند،

                             زانوهاش را جمع می کند و سرش را لای پاهای بی جانش

                                     قایم!

به جرم سادگی ... خریت ... داد می زند "عشق"!

آخرین پک سیگار را می زند

                 به یاد پرواز ... "پارک پرواز" ...

چه فرقی می کند- چه کسی خواهد فهمید- نه نه خدا هم دیگر نمی فهمد ...

به جرم "عاشقی" پسرک را برده بود خانه-

زن فضول همسایه کافی بود ببیند که دیده بود!

مامان: ینی مردم دروغ می گن! از این خونه گمشو بیرون!

- حتما!

any way!


/ 5 نظر / 21 بازدید

و عشق.....راستی چه فرقی می کند آخر تباهی ست و فنا چه با نرسیدن . چه با رسیدن

ماری

اینک: خدا معجزه شُـــکر شُــکر شُـکر و دیگر هیچ......

راد

جااااااااااااااااااااااااااااان!

آوای سکوت

سلام..بین دختر تا زن یه بله فرق هست و بین فاحشه و زن یک عمر!...حالا چرا مرددی که دختر بوده یا زن یا فاحشه!؟ ولش کن...خودت خوبی؟

رز سیاه

برام خیلی جالبه بیشتر از 4-5 ساله که می شناسمت. می شناسمت با نوشته هات و حتی اسمت رو نمی دونم!!! داشتم خیلی جالب به این موضوع فکر می کردم... و در مورد اون کامنت... راستش وقتی خوندم خشک شدم.... پس این پایان عشق که می گن اینه..و گاه آدم فکر نمی کته که این یقه ی آدم هایی مثل ما رو بگیره. و الان ساکتم... نمیدونم بگم متاسفم یا ...بهتره حرفی نزدم.... سکوت بهترین فریاد من است..... دختر،فاحشه ، زن و فرقی ندارند... هیج کدام جرمی ندارند جز نفس کشیدن... روزگار غریبی است...