سلام.

توی مترو به سمت دانشگاه، در حالی که نوشته های قديمی رو می خوندم و صدای هايده هم از طريق سيمهای واکمن توی سرم می چرخيد، (حتی باغبون نفهميد، که چه آفتی به من زد...)، از جلوی چشمام رد شد،‌ پسرک فالگير رو می گم! صداش زدم نمی دونم چرا! خودم برداشتم در حالی که خيره تو چشمای پرنده کوچيکش نگاه می کردم. نوشته بود:

 

نيکی پير مغان بين که چو ما بدمستان

هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود

 

يا حق.

 

/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehdi

حمله هماهنگ از سوي كامپيوترهاي آلوده به ويروس به چهار سايت معروف--------------------- حفره هاي چند گانه لينوكس------------------------ نرم‌افزاري كه بيماران را معالجه مي‌كند ----------------------امكان ارسال و دريافت SMS به كشورهاي امارات، عربستان، كويت و بحرين وجود دارد-----ادامه خبر

ابوالفضل

با عرض سلام و احترام: خواستم چيزی بگويم ، ولی شما هيچ برای گفتن باقی نگذاشته ايد! رقص زيبای قلمتان کامل کننده هر اظهار نظری است.موفق باشيد.

ليلاي بي مجنون

سلام و تشکر که بهم سر زدی . راستی جوابها رو نوشتم . هيچ کس مثل اون قادر مطلق کرم و بخشش نداره . موفق و پايدار باشی.

mehdi

بازم دود از کنده بلند می شه کجايی ايندفه دير شد عيب نداره باز فال بگير بنويس اينجا می خوای من فال بگيرم ؟ ها

لاله

سلام ... همينه ديگه !

Efi

موفق باشی

پایه ثابت چایی

دگر این حوصله ها تنگ است این دلها تنگ/ذوق دلتنگ چه دریابد از بو از رنگ

..

دگر این حوصله ها تنگ است این دلها تنگ/ذوق دلتنگ چه دریابد از بو از رنگ

پایه ثابت چایی

قداست هفت/کرامت انسانی/حب هشت/آبی آسمان/شبهای همان بلندی/گربه ی همدم/.../اولین گاف ها ما را به کجا بردند؟!!!/.. ...

avaye sokoot

سلام..به اون دو تا متن پايينت تو وبلاگ خودم جواب دادم...بخون...ببخشيد ها !آدرس من هم ...همين پايين سمت چپ...چشمک !