سلام (۸۱)

... بازی می کردیم، قایم موشک!

خواستی چشم بگذارم،

اما ...

... 

و  به خاطر «تو» گفتم چشم!

و

چشم گذاشتم؛

تا ۱۰ شمردم،

تا ۱۰۰،

تا ۱۰۰۰،

هرگز نگفتی بیا!

من می شمرم روزها،

و خواهم شمرد،

سالها ...

یا حق./

پی نوشت:

* قایم موشک کار بچه های بده!

** به مامانم می گمت!

*** المفلس، فی امان الله!

/ 37 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی و برنا و واتو

سلام خوبی عزيز؟ خيلی زيبا نوشتی واقعان زيبا بود باران مهر ميخواهم باران عشق اي باران ببار الهي از سرلطفت ببار بشور جانم را، تنم را ببار تا زخم كهنه التيام بخشد روح خسته ام جاني تازه بگيرد علی

Ψ سياوش ۞ غروب آسمان ۞

اعصاب نداری. میری حموم. دوش گرفتن واسه اعصاب خوبه. آره خیلی خوبه. میدونی که… شیر آب گرمو تا ته باز میکنی. آب داغ. داغ داغ روی سرت… میذاری چند دقیقه بگذره. خوب که سوختی, وقتی احساس کردی داره از سرت دود بلند میشه یا پوستت داره تاول میزنه, وقتی از داغی بیش از حد سر درد گرفتی, یه دفعه شیرو می بندی و به همون سرعت شیر آب سردو تا ته باز می کنی. اولش یه حس خیلی خوبه. انگار وسط بیابون داغ جلوی کولر گازی نشسته باشی. اونم میذاری مدتی بگذره. خوب که یخ کردی و قلبت درد گرفت, وقتی نوک انگشتات از شدت سرما کرخ شد, وقتی حس کردی دیگه تحملشو نداری شیر آب سردو سریع می بندی و باز شیر آب داغو باز می کنی و …. اینکارو اینقد ادامه می دی که احساس کنی دیوونه شدی…حالا اعصابت آرومه….نگفتم؟

ماری

و قضي ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا ...... پروردگارت مقرر داشت كه جز اورا نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد. اگر يكي از آن دو يا هردو نزد تو به پيري رسيدند به آنان اف مگو و آنان را از خود مران و با آنان سنجيده و بزرگوارانه سخن بگو.

... سنجد ...

وكاش می فهميديم آمدنی .... و رفتنی هست ... ! ر هگذر تنها خواست كمی بخوابه ... آخرين پست نصيب من شد ، هنوز نمی دونم چرا ؟! رهگذر جور ديگه اي بر می گرده ... نقطه ی سكوت بی رهگذر ... دلم نمی ياد اما به دست من (شايد يه هم نفس) آپ شد ... منتظرتون هستم ... راستی یادت نره ... رهگذر هميشه هست ... هميشه ... يا علی !

هانی

... و من انديشه کنان سخت در اين پندارم که چرا باغچه ی کوچک ما سيب نداشت ......

.: آبجی پاييــــــز :.

بشمار ... شايد برگشت ... و شايد روزهاي خدا تمام شد ... گاهي لازم است قايم شويم و ديگر پيدا نشويم ... يه سري بياييد پيش آبجي هم ! يا حق...

رهگذر...

... و سلام... راستی چرا بايد اينقدر بشمريم... تو می دانی؟... ... آره شايد هيچ وقت بيدار نشم...