ايمان./

سلام (۱۰۷)

 ./

از میان کسانی که

برای دعای «باران»

به تپه ها می روند،

تنها

آنان که با خود

«چتر»ی به همراه می برند،

به کار خود «ایمان» دارند.

...

./

آنتوان چخوف

یا حق./

 

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يادم نماند

از همه ی شرافتمندانی که به جنگ می روند آنانی تا مرگ می روند که کفن پوش وصيت هايشان را در جيب گذارده اند !

باران

ماها که هميشه بي‌چتر زير باران رفته‌ايم کجا و ايمان کجا؟ خوب می‌دانم... حوض نقاشی من بي‌ماهي‌ست... سلام...

اهورا آگر

خنجرت را غلاف کن سامورایی شمشیر های پوشالی!-مولکوکی از خلائ زمان را کات نمی کند! اینجا خدا در غلافش زنگ زده است! ....

مترسک ديروز ... ی امروز

های دختر اين ابرهای پر باران .... وووو وووی گرگ ها را نشانه بگير . آتش را به کمان بکش و بر بی جانی ي ظلمت امان نده! دل قوی دار سحر نزديک است...

مسافر سکوت

پس ميگم چرا چند وقته چشمام نمیباره چون چتر به همرام نبردم

مهدی

سلام... واقعا جالب بود. موفق باشی و هميشه زنده بنور عشق.

مهتاب خاموش

سلام... آنچه تو را در راه ايمان ضعيف ميكند، آنچه تو را در "رفتن"به "ماندن" ميخواند ، آنچه تو را در راه "مسئوليت" به ترديد مي افكند، آنچه تو را به خود بسته ونگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نميگذارد تا "پيام " را بشنوي ،تا حقيقت را اعتراف كني ، آنچه تو را به "فرار" مي خواند ،آنچه تو را به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه ميكشاند ، وعشق به او كور و كرت ميكند،ابراهيمي يي و ضعف اسماعيليت تو را بازيچه ابليس ميسازد ، در زندگي ات تنها يك چيز است كه براي بدست آوردنش از بلندي فرود مي آيي وبراي از دست ندادنش همه دست آورد هاي ابراهيم وارت را از دست ميدهي ،او اسماعيل توست ، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد ،يا يك شي ء ،يا يك حالت ،يا يك وضع ، و حتي يك نقطه ضعف !!!اما اسماعيل ابراهيم پسرش بود ....من فقط ميتوانم نشانهايش را به تو بگويم

A L I E N

salam refigh webe bahal va matalebe zibai darid khosh hal misham be webe man ham sari bezanid va baham tabadole link dashte bashim ta bad bedroooooood

شاعر

و چه زود دير می شود برای فريب کاران و چه زود باران بر سر چترها می بارد ...

تورج بخشایشی

سلام استفاده کردم .................. با بینامتنیت در متن پساغزل و یک شعر تازه بروزم